حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

545

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

و در مقابل محمّد خان و امير شيخ حسن آلتى جهت اجراى مقاصد خود تراشيدند . بعد از اعلان ايلخانى طغاتيمور خان امراى سركش او را برداشته به طرف آذربايجان حركت كردند و در حدود اين مملكت موسى خان آلت امير على پادشاه هم كه از جنگ امير شيخ حسن ايلكانى گريخته بود بايشان ملحق شد . جنگ بين اردوى متّحدين و لشكريان امير شيخ حسن در نيمهء ذى القعدهء سال 737 در نزديكى مراغه اتّفاق افتاد ، طغاتيمور گريخت و موسى خان بچنگ امير شيخ حسن افتاده در دهم ذى الحجّهء آن سال مقتول شد . امير شيخ حسن آذربايجان و عراق را مسخّر خويش كرد و طغاتيمور خان هم بخراسان آمده بكمك بقيّهء امراى موافق خود در آن مملكت بايلخانى مشغول گرديد . خروج امير شيخ حسن كوچك در 738 بعد از قتل موسى خان و فرار طغاتيمور بخراسان براى ممالك ايلخانى دو نفر مدّعى باقى ماند اوّل طغاتيمور خان كه جرجان و خراسان را تحت اطاعت خود داشت دوّم محمّد خان آلت مقاصد امير شيخ حسن بزرگ چند ماه پس از واقعهء قتل موسى خان مدّعى ديگرى از بلاد روم طلوع كرد و او يكى از پسران امير تيمور تاش بن امير چوپان سلدوز بود كه شيخ حسن خوانده ميشد و او را بعد از اشتهار براى تميز از شيخ حسن بزرگ امير شيخ حسن كوچك يا امير شيخ حسن چوپانى ناميده‌اند . بعد از كشته شدن تيمور تاش بدست كسان الملك النّاصر پسر او شيخ حسن در بعضى از بلاد روم مختفى گرديد و تا سال 738 پنهان ميزيست . در اين سال بهوس مملكت‌گيرى برخاسته يكى از غلامان را كه بپدرش تيمور تاش مختصر شباهتى داشت علم كرده شهرت داد كه امير تيمور تاش كه از زندان قاهره گريخته و تا اين تاريخ پنهان بوده خروج نموده است و براى آنكه اين نقشه به خوبى بگيرد مادرش را نيز به ازدواج آن غلام درآورد و خود نيز غالبا در ركاب او پياده ميرفت .